|
دانشجویان دانشگاه تفرش از 5 شنبه 28 خرداد ماه با تجمع در صحن دانشکده برق و اعلام عزای عمومی به مناسبت شهادت و آسیب دیدن تعدادی از دانشجویان و مردم و به خصوص در محکومیت حملاتی که به کوی دانشگاه تهران ، صنعتی اصفهان ، تبریز ، شیراز و ... صورت پذیرفت دست به تجمع زدند این اعتراضات از روز شنبه پیگیری شد و با شروع امتحانات دانشجویان به ممانعت از برگزاری امتحانات روز شنبه پرداختند این تجمع در روز یک شنبه و 2 شنبه هم ادامه پیدا کرد دانشگاه امتحانات را اختیاری اعلام کرده و گفته است کسانی که امتحان نمی دهند در تاریخی که متعاقبا اعلام خواهد شد می توانند امتحان بدهند تجمع روز 2 شنبه در لحظه تهیه خبر همچنان ادامه دارد.

اگر جنین را سی روز مهلت داده بودی،
احتمالهای دیگری بود
شاید اشغال به پایان میرسید
و آن شیرخواره زمان محاصره را به یاد نمیآورد،
آنگاه چون كودكی سالم بزرگ میشد و به جوانی میرسید
و با یكی از دخترانت در یك كلاس،
درس تاریخ باستان آسیا را میخواند
شاید هم به تور عشق یكدیگر میافتادند،
شاید صاحب دختری میشدند [كه یهودی زاده میشد]
پس ببین چه كردهای؟
حالا دخترت بیوه شده
و نوهات یتیم
ببین بر سر خانواده در به درت چه آوردهای
و چگونه با یك تیر، سه كبوتر زدهای.
زنده یاد محمود درویش
بار دیگر در سایه سکوتی مرگبار از سوی کشور های مدعی صدور حقوق بشر و وابستگان عرب آن ها و در معیت آن ها رژیم نژاد پرست اسرائیل دست به جنایتی دیگر زد .
غزه نه در آتش جنگ چند روزه اخیر که در آتش ماه ها حصر و عدم دسترسی به حداقلی از امکانات حیاتی و درمانی می سوزد و در این بین قطعا زنان و کودکان نخستین قربانیانند.
البته تمام مشکلات امروز مردم فلسطین ناشی از همدستی اسرائیل و دیکتاتور های ریز و درشت عربی نیست .
فلسطین در آتش گروه بازی هم می سوزد و تاسف بار اینکه حتی در این اوضاع بحرانی که هر روز خبر شهادت جمع بیش تری از مردم زجر کشیده غزه شنیده می شود هنوز این آفت گریبان گیر مردم فلسطین است.
در این بین حساب دولت آمریکا چه در قالب نوع منفور و نئو محافظه کار بوش و چه اوبامای مدعی تغییر روشن است.
دولت بوش که آخرین نفس های حکومتش را می زند بار دیگر بر حق دفاع اسرائیل از خود تاکید کرده است و در دیگر سو رئیس جمهور به تازه منتخب ایالات متحده برای آنکه روشن کند تغییر مد نظر وی از چه جنسی است این حرف را می زند که :
" اگر کسی 2 راکت به سمت اتاق خوابی که 2 دختر من شب ها در آن می خوابند پرتاب کند من نیز از هر قدرتی برای جلوگیری از آن استفاده خواهم کرد"
و از سویی دیگر دیوید اکسلورد مشاور ارشد اوباما رئیس جمهور منتخب را متعهد به " پیمان مهم " میان اسرائیل و آمریکا می داند و سناتور دموکرات شرود براون نیز می گوید اسرائیل حق دارد که از خود دفاع کند.
و این همه شاهد این مدعاست که تغییر تنها با دستان مردم میسر است.
ما جمعی از فعالان فرهنگی دانشگاه تفرش که ادعای آزادی خواهی و عدالت جویی داریم نمی توانیم نسبت به لگدمال شدن عدالت و آزادی مردمان هیچ نقطه ای از کره خاکی بی تفاوت باشیم و لذا تهاجم وحشیانه رژیم نژادپرست اسرائیل بر علیه مردم بی دفاع غزه را محکوم می کنیم.
ما خواهان امداد رسانی فوری به مردم بی دفاع غزه هستیم و حملات اسرائیل به غیر نظامیان از جمله حمله به بیمارستان شهر غزه و حمله به گذرگاه های ارتباطی میان مصر و غزه که منجر به شهادت جمع کثیر از غیر نظامیان شده است را محکوم می کنیم .
ما همکاری دولت های عرب با این جنایت را مذبوحانه و تنها راه حل برای تغییر در این نگرش را استقرار حکومت های مردمی به جای دیکتاتوری های منطقه ای می دانیم.
ما یکی از عوامل پیدایی شرایط فعلی را گروه گرایی جنبش های فتح و حماس می دانیم . مساله ای که در عمل کشور فلسطین را به تجزیه کامل کشانده و راه را برای جنایات رژیم توسعه طلب اسرائیل مهیا کرده است.
ما خواهان تشکیل دولت ائتلافی وحدت ملی با حضور همه گروه های فلسطینی جهت بی اثر کردن نقشه تفرقه افکنانه اسرائیل در مورد مردم فلسطین هستیم.
در پایان از همه آزادیخواهان و عدالت طلبان ایران و جهان خواستاریم تا در محکومیت این جنایت ها کوشا باشند.
مساله فلسطین ، مساله آیین یا نژادی خاص نیست بلکه متعلق به همه وجدان های آگاه بشری است.
جمعی از فعالان فرهنگی دانشگاه تفرش
دسامبر 2008
با برگزاری جلسات مطالعه کتاب "مقدمه ای بر نقد فلسفه حق هگل " نوشته کارل مارکس
علاقه مندان با ما تماس بگیرند.
که توقیف شد!!!
سال هاست كه به جاي پاسخ گفتن به نقد ناقد را حذف كرده ايم . به جاي پاسخ به كتاب كتاب سوزانده ايم . به جاي شك كردن ترسيده ايم ، عمل كرده ايم و هرگز نپرسيده ايم چرا؟
اينكه تابو ها چيستند و چگونه بوجود آمده اند يك فرايند تاريخي است و صفحه ها وقت خواهد گرفت (1)
همه ي اين ها را گفتم تا نظر خودم را پيرامون قضيه اي بيان كنم كه با ايميل (در صورت وتمايل) يكي از دوستان آغاز شد و نقد ساير دوستان را به همراه داشت البته من ارتباط اين ايميل و دكتر شريفي را نفهميدم اما اين قضيه - ايجاد ارتباط بين اين دو موضوع - من را با پرسشي رو به رو كرد كه نتيجه جالبي داشت موضوع پرسش نامه اي است كه توسط فردي در سايتش قرار گرفته و تا آنجا كه من مي دانم قرار نبوده پاسخ اين پرسش نامه به دوست هم كلاسي ما ارسال شود اما بحث ظاهرا بر سر اين است كه اصلا چرا اين ايميل به گروه زده شده است . اگر گروه صرفا علمي بود كه البته فكر نمي كنم هدف موسسان آن بر اين بود خب طبيعي بود كه ميلي با موضوع خارج از اين حيطه نبايد زده مي شد . اما ما مواردي را داشتيم كه مسائل جالب مورد علاقه خود را در اختيار دوستانمان مي گذاشتيم و من اين ايميل را هم در همين چارچوب ارزيابي مي كنم و اين است درك من از گروه 84t_sanaye.حال مي رسيم به اين سخن خانم يعقوبي كه گروه جاي هرگونه اراجيف ، ياوه و هذيوني هست يا نه؟ منظور ايشان از اين همه را نفهميدم به هر صورت ايشان دوست داشتند كه پاسخ نقد را به شيوه اي كه در ابتداي متن به آن اشاره شد بدهند نمي دانم اين دوست ما و ساير دوستان وقتي تابلو سازمان بهداشت تفرش در رابطه با روز جهاني ايدز را ديدند چرا نرفتند و بگويند مگر دانشگاه جاي اين حرف هاست ؟ ( البته اگر نرفته باشند) البته اين ديد كه من نام آن را تابو ي واژه ها مي گذارم در خيلي از برادران هم وجود دارد كه مي فرمودند چرا به جاي واژه (......) { از همه مخافان سانسور عذر مي خواهم ولي بايد در اين آخرين ايميل به گروه به اساسنامه پدرخواندگان گروه عمل كنم} جداي از اينكه چرا اين واژه زشت است با ايشان گشتيم معادل بهتري پيدا نشد.
سال گذشته كه تنها نشريه دانشجويي دانشگاه تفرش توقيف شد و اعضاي نشريه به كميته انضباطي ( البته براي موضوعي ديگر ) احضار شدند آقايي كه مي خواست حقانيت اقدام كميته انضباطي را اثبات كند گفت نگذاريد بگويم كه چرا شما را به كميته انضباطي احضار كردند - دوست داشتيم مي گفتند اما نگفتند - و ديگري مي گفت كدام بچه مسلماني به عصمت دختر پيامبرش توهين مي كند و... آخرش اينكه شما باعث شديد كه بچه ها بروند و از مسئولان بخواهند كه با شما برخورد كنند و برادر آشناي !! ديگريبر سر كلاس خود از استاد سبحاني نيا حكم ارتداد ما را گرفت.
سال گذشته در جلسات كانون مطالعات وقتي بنده حكم ارتداد مسلمان زاده را منافي حريم شخصي و آزادي انديشه خواندم پاسخ خانم يعقوبي اين بود كه حق ندارم به عقايد
ديگران توهين كنم - چه سريع از دايره مسلماني خارج مي كنند؟؟ - چرا عادت نكرده ايم پاسخ نقد را به شيوه اي مشابه ناقد بدهيم تا كي مي خواهيم به پشتوانه اينكه عقايد ما مشابه اكثريت جامعه است با فحش و نا سزا و حذف فيزيكي جواب نقد را بدهيم شما را لينك مي دهم به موضع نشريه ايران نو كه ما در تريبون آزاد مرزي براي بيان عقايد نمي توانيم متصور باشيم اگر چه خود مشي و عقايد خاص خود را داريم - سخن سردبير - حتي يك نفر ايميلي در جهت نقد مطالب نشريه نزد و آن كردند كه گفتم و با قدرت رانتي خود ايران نو را تنها با چاپ يك شماره به محاق توقيف كشاندند تا نشان دهيم در عمل براي دفاع از عقايد خود چيزي در آستين نداريم لذا بايد آن ها را از نقد مصون داريم.
يك بار ديگر مي گويم ما نمي دانيم چرا به انجام يك كار عادت كرده ايم و چرا نبايد در مورد عاداتمان مورد پرسش قرار گيريم و اگر كسي چنين كرد قطعا انسان بي شعوري است.
" اين آگاهي هاي ما نيست كه جامعه را مي سازد بلكه اين جامعه است كه آگاهي هاي ما را مي سازد "
اما بگذاريد در پاسخ به دوستي ديگر كه به موضوع دكتر شريفي اشاره اي كرده بودند
بايد بگويم كه در تعبير مفهوم شعور در خوان اول مانده ايم آقاي جابري چون با صراحت با نام و نشان و با عنوان در صورت تمايل !! نظر بنده خدايي را [ اصلا ملحد ، كافر ، بي شرفي را ] روي گروه گذاشته است ارجيف مي گويد ، ياوه مي گويد ، هذيون مي گويد ، ادعاي روشنفكري دارد ، ادعاي تمدن دارد ( عجب مفهوم وسيعي دارد در صورت تمايل مصداق روشنفكري و تمدن هم دارد !!!!) و خلاصه در يادگيري الفباي شعور در جا ميزند ايشان ارزش آمدن به دانشگاه را ندارد ( در اينجا دوستمان ما را به ياد چادر هاي سياه دهه 60 دفتر تحكيم وحشت در مقابل دانشگاه ها مي اندازد آنان كه كساني را كه ارزش آمدن به دانشگاه نداشتند را مي ربودند و امروز اي خداي من هر كدامشان خاكي بي نشان از گلزار خاوران اند) و اين سايت را با سايت دوستيابي اشتباه گرفته اند ( تجربه عضويت در اين سايت ها را ندارم ، آيا براي دوستي بايد با چنين موضوعي صحبت را شروع كرد؟ خوشحال مي شوم ياد بگيرم شايد روزي به درد خورد!!) و به كار بردن لفظ آقا در مورد ايشان اشتباه است و ايشان روان پريش هستند ، كوتاه فكرند و خانم nicegirl_pani در انتخاباتي كه خود برگزار كردند نماينده خانم ها و زبان آن ها شدند و انزجار خود و همه خانم ها را از ايشان اعلام كردند خانم nicegirl_pani ايميلي ديگر هم زده اند كه در ذيل مي آيد از آن ديگر واقعا چيزي نفهميدم!
امان از واژه در صورت تمايل كه چه كار كه نمي كنداين شبيه به اين است كه بگوييد بفرماييد آب [ يا هر پيشنهادي ديگر حتي از نوع خيلي بي شرمانه آن] و شما ليوان را بر سرش خورد كنيد چون مايل نيستيد آب بنوشيد!
خلاصه اين آقا بي شعور است اما آن آقايان لوكس و زر ورق شده سرمايه داري با شعورند كه با نگاه حيواني خود شما را مي نگرند اما لفظ قلم و به چارچوب اجتماع سخن مي رانند مديران بيچاره !! و حيوان صفتي كه كارمنداني ترجيحا خانم و آن هم با روابط عمومي بالا را مي پسندند اما ... به مقام استاد توهين نمي كنم و اين قضيه را مختوم اعلام مي كنم.
آخر آنكه :
رفقا بترسيد! از شك ها فرار كنيد ! عقايد مخالف را بسوزانيد! فيلتر كنيد!
هرچه باشد ما زاده قتلگاه دگر انديشانيم. (آذر ماه سالروز قتل دگر انديشان است يادشان گرامي)
عضويت در گروه خشكي كه به پيشنهاد خانم nicegirl_pani بنگاه دوستيابي نيست را بيش تر از اين جايز نمي دانم اين جا را دوست داشتم چون احساس مي كردم مي توانم با هم كلاسي هاي خوبم دوست باشم چون مي توانيم با هم تمرين اتحاد و دموكراسي كنيم آنچنان كه تا امروز اين چنين بود اما از امروز ماندن در اين گروه را درست نمي دانم دست تك تك دوستانم را مي بوسم و از همراهي شان و اتحادشان سپاس گزارم اميد وارم كه گروه به وظايف علمي خود عمل كند اي كاش دوستان مقاله اي نقدي ، نظري را به آقاي جابري ايميل مي كردند. جواب نقد يا نظر ( حتي اگر سخن خود آقاي جابري بود ) فحش و ناسزا نيست در گروهي كه پدر خواندگانش دستور كار جديدي را ارائه كرده اند نمي مانم چون اين اساسنامه جديد را قبول ندارم چون عضو گروه نيستم لطفا نظرات خود را در بخش نظرات وبلاگ بگذاريد خواهشا نظرتان را بفرماييد خطابم به همه بچه هاست
امتحانات نزديك است پايان ترم خوبي داشته باشيد!!
(1)مثلا در زماني ازدواج گروهي وجود داشته است، ازدواج گروهي يعني چند مرد و زن با هم زندگي مي كردند و تشكيل يك خانواده در مراحل بربريت تمدن را مي دادند و تخطي از اين امر در آن زمان تابو بوده و كناه محسوب مي شده است حال ما بايد بگوييم العياذ بالله پدران و مادران ما در چه فسق و فجوري بوده اند؟ اين عادتي بوده در آن زمان اين كه چگونه شكل مي گيرند بحث ما نيست
كتاب توتم و تابو فرويد و منشا دولت ، خانواده و مالكيت خصوصي انگلس در اين زمينه وجود دارند.
(2) nazarat montaghedan
خانم یعقوبی
salam
fahm va dark ma az ((group sanaye_t84)) chy bayad bashe?
yek goroh elmy ya gorohe dosty ya jayee baraye tabadole etelaat & hamahangy darsha & kelasha & tatiliha .
ya na ..................................................... jayee ke mishe dar on har arajif & yaveh & haziony ra ferestad.
motaasefam baraye baziha ke alaraghme edeaye tamaddon & roshanfekry ????????????????????????????
hanoz dar yadgiry alefbaye shoor dar ja mizanan.
خانم nicegirl_pani
atam ba hamun aghayuniye ke doktor sharifiye bichararo separe balashun kardand,fekr konam ma hame unghadr bayad darko shour dashte bashim ke vagheiyathaye doro baremuno ghabul konim,agha na to daneshgahe ma balke dige har jaye donyaro ke negah konin khanuma sabet kardand ke mitunand az aghaunam bartar bashand pas ino ro hesabe ostad nazarin,2-berid begardid bebinid to khodfetun kasaee hastand ke hanuz arzeshe ini ke biyan daneshgaho nadaran daneshgaho basite dustyabi eshtebah gereftand,aghaye jaberi ke fekr mikonmam lafze goftane(AGHA)baraye ye chenin shakhsiyati shayeste nist site sanaye yek site elmist ezhare nazarhaye ravanparishiye khodetuno dar sitaye dige ham mitunid bedid ,in mailetun na tanha neshaneye roshanfekri(alkbate az dide khodetun)nabud balke nashandahandeye kutah fekri shoma va enzejare tamamiye khanumhaye sanaye az u shod,(yek nasihat hichvaght javgir nasho,harkariro to zaman va makane khodesh anjam bede ta pashimuni va badnami barat nadashte bashe)
(2)
salam in mail javabiye ba maile kasi ke fekr mikonam age ma javabi nadim shomaha (aghaun ),fekr mikonin che khabare,fekr konam hamegi maile rafighetno khunde bashin age be shoure daneshjuee reside bashin hame tasdigh mikonin ke jaye in mail to in group nabude,pas bayad azash tozih bekhayn,na inke ostad sharfiye bichararo motaham konid fekr konam harekate ezad va harfaye((( aghaun salimi soleymanimabni bar agar dar jabe yek sibe gandide bashjad aksare sibha gandide hastand eshare mikonam ezad ham namayandeye ye sibe gandide aya hameye shomaha mesle un hastin???????????)))
asle maghale:
majara az in shoro shod!!
باکره گی و مبانی سیاسی-اجتماعی آن
From : http://khargh.blogsky.com/
یکی از رفقای خوبم که خارج از ایران درس می
خونه مدتی پیش در مورد موضوع
یکی از تحقیقاتش با من حرف زد که برام خیلی
جالب بود و در نهایت تصمیم
گرفتیم برای تکمیل کارش پرسشنامه ای آماده
بشه تا از نظرات و ایده ها و
تجربه های زنان ایران استفاده کنیم . فکر می
کنم توضیح بیشتر نیازی نباشه
و مطلب پایین گویاست . خوشحال میشم در پخش لینک
و سئوالات و جمع آوری
اطلاعات برای این پرسشنامه کمکم کنید.
برای یکی از درسهایم مشغول آماده کردن تحقیقی
هستم به نام “ Politics of
Virginity “ ، باکره گی و مبانی سیاسی و اجتماعی آن
. هدف از این تحقیق
ایجاد یک فضای گفتگو برای طرح و بررسی سئوالات
و مفاهیمی ست چون :
- چرا در فرهنگ ما بر حفظ بکارت زنان
شدیداً پایفشاری می شود ؟!
- چرا در فرهنگ ما این فشار برای مردان
وجود ندارد و اصولاً در
ذهنیت فرهنگی جامعه ی ما این مفهوم برای مرد
تعریف نشده است ؟
- چگونه این پایفشاری بر حفظ بکارت در
زنان به نام تقوا ،
نجابت و عفاف و ... مانع بلوغ و تکامل تجربه ها و
شناخت نیازها و
رفتارهای جنسی شان می شود حال آنکه مردان را
در کشف و رشد نیازها و
تجربه های جنسی شان آزاد می گذارد؟
هدف نهایی این است که نتایج این تحقیق را در
قالب یک مجله ی هنر و داستان
که قابل دسترس برای عموم جامعه باشد ارائه دهم
. اکنون مشغول کشیدن
کاریکاتورهایی هستم که افکار و داستان های
خودم را درباره ی این نا
تساوی های جنسیتی بیان کنم . در کنار آنها
مایلم داستان زنان و دختران
دیگر را نیز بگذارم . هدف ایجاد یک فضای امن و
محفوظ است که زنان
بتوانند در آن از تجربه ها ، فانتزی ها ، سرکوب
ها و اوج و فرودهای جنسی
خویش سخن بگویند و آنها را به جامعه منتقل
کنند. می توانیم داستان
هایمان را در قالب جمله های ساده ، داستان ،
شعر، نقاشی یا شبیه سازی
های طبیعی ( مثلاً تشبیه نیازها لذت ها و
کمبودهایمان به صداهای طبیعی
همچون شر شر آب ، صدا و تصویر آتش فشان ، خش خش
برگ ، رعد و برق و باد و
صدای حیوانات و ... ) بیان کنیم. مجموعه
سئوالاتی را در ادامه نوشته ام
که می توانید در صورت علاقه در جهت تنظیم پاسخ
ها و داستان هایتان از
آنها استفاده کنید :
1- آیا ارزش گذاری زنان بر اساس بکارت ، نگرش
و ارزشی احترام آمیز
است ؟
2- آیا این ارزش گذاری مانع رشد و تکامل
نیازها و احساسات جنسی شما
شده است؟
3- این نیازها و احساسات جنسی سرکوب شده ( یا
نشده ) را با چه صدا
، حس و رنگی توصیف می کنید ؟
4- آیا این ارزش گذاری را به عنوان مانع و
ابزاری برای کنترل بدن و
هویت و فردیت تان ، در تمامیت احساسی ، فیزیکی
و جنسی اش ، می بینید ؟
5- برای ما زنان باکره گی به عنوان داشتن یک
خصوصیت فیزیکی ، یعنی
داشتن پرده ی بکارت تعریف می شود ، حال آنکه
بسیاری از ما در تجربه و رشد
شخصی مان عبور از باکره گی را برابر با به دست
آوردن تجربه ی جنسی و
بلوغ جنسی و ورود به وضعیت روانی جدید دانسته
ایم . برای برخی از ما
این تجربه ی جنسی در ارتباط ما با بدن خودمان
در ارتباط ما با دوستان
دخترمان یا در ارتباط ما با دوستان پسرمان
بدست آمده است بدون آنکه منجر
به از دست دادن آن پرده1 بشود تعریف شما از
باکره گی و از دست دادن آن
چیست ؟ آیا طبق این تعریف زنانی که تجربه ی
جنسی نداشته اند اما پرده ی
بکارت خود را بر اثر حادثه ای از دست داده اند
یا اصلاً از بدو تولد پرده
ای نداشته اند باکره هستند ؟ طبق این تعریف ،
زنانی که تجربه های جنسی
بسیاری با زنان و مردان دیگر داشته اند اما
پرده ی خود را حفظ کرده اند
باکره هستند ؟
6- آیا فرو کاهیدن بلوغ جنسی و هویت زن (از
طریق ارزش گذاری) به
داشتن و یا نداشتن یک پرده (یک عضو طبیعی از
اندام بدنش) امری اخلاقی و
محترمانه و حتی منطقی ! به نظر می آید ؟
7- این سیستم ارزش گذاری به سود و به ضرر کیست
؟
8- شما چه حسی نسبت به از دست دادن این پرده و
یا به دست آوردن تجربه
ی جنسی در خارج از چهارچوب ازدواج دارید؟
برادر ، پدر و دوستان مرد شما
چه حسی نسبت به ، به دست آوردن تجربه ی جنسی
خارج از چهارچوب ازدواج
برای خودشان دارند ؟
9- آیا پیامدهای اجتماعی و روانی کسب تجربه و
بلوغ جنسی در خارج از
چهارچوب ازدواج برای شما و اطرافیان مردتان
یکی است ؟ چرا ؟
10- نگاهی به سیر شکل گیری و تکامل رفتار و
غریزه ی جنسی تان بیندازید
، زمانی که چیزی نمی دانستید . حس کنجکاوی
هایتان ، سردرگمی های جنسی
تان ، اولین تجربه ی خود ارضایی و رسیدن به
ارگاسم در تنهایی و اولین
باری که به این اوج لذت در ارتباط با فردی دیگر
رسیدید را با چه صدا و
تصاویری می توانید توصیف کنید ؟
11- آیا رسیدن به این لذت در تنهایی یا با فرد
دیگری برای شما احساس
شرمگینی به همراه آورده است ؟ چرا ؟
12- نارضایتی ها و یا خشونت هایی که در روابط
جنسی تان تجربه کرده اید
را با چه رنگ ها و صداهایی توصیف می کنید ؟
اینها تنها بخشی کوتاه از سئوالاتی هستند که
ما زنان می توانیم برای خود
مطرح کنیم ، به آنها فکر کنیم و افکارمان را با
دیگر زنان در میان
بگذاریم .از میان این داستان ها ما می توانیم
خودمان را بهتر ببینیم و
بدانیم که در حس تجربه ها ، نیازها ، فانتزی ها
، لذت ها ، کمبودها و
خشونت های جنسی تنها نیستیم .
از اینرو و در پایان خواهشمندم در صورت تمایل
پاسخ هایتان را به طور
ناشناس و یا به هر طریقی که مایلید با ذکر سن و
شهر سکونت تان به آدرس
ایمیل من بفرستید :
Raha5505@...
تمامی حقوق و خواسته هایتان به عنوان شرکت
کننده و تولید کننده این تحقیق
محفوظ و محترم خواهد ماند.
با سپاس فراوان
رها
پی نوشت :
1- اصطلاحی که بنا به یدک کشیدن همه ی آموزه ها
و اصول اخلاقی مورد انتقاد
ما در این بحث پسندیده می بود اگر جایگزینی
برایش ایجاد میشد تا طبیعی
بودن و عضوی کاملاً ساده و طبیعی از بدن مان را
به وضوح نشان بدهد و
منتقل کند
کار قشنگ بچه های صنایع ۸۴ !
بچه ها دستتون درد نکنه
تقدیر از مردی که برای تثبیت علم در کشور ما خیلی زحمت کشیده دکتر صادقی


هر چه زیبایی و خوبی که دلم تشنه اوست
مثل گل ، صحبت دوست
می و موسیقی و مهتاب و کتاب
همه تقدیم تو باد
صنایع 84
اما بدون شرحی دیگر!!!

شورای صنفی یعنی:
ایجاد همدلی در بین دانشجویان و مسئولان دانشگاه و آشنایی بیش تر آنان با واقعیت ها و مشکلات یکدیگر و ایجاد فضای مشارکت و همکاری.
مطابق با معمول ترین قیمت مسکن در شهرستان تفرش به ازای هر 4 نفر در طول یکسال 300 هزار تومان اجاره بها پرداخت می شود در شرایطی که برای 2 ترم تحصیلی که حدودا و در بهترین حالت 8 ماه می باشد و نه یکسال از دانشجویان نوبت دوم دختر 370 هزار تومان و از دانشجویان نوبت دوم پسر 310 هزار تومان بابت خوابگاه که از امکانات به مراتب نازل تری نسبت به مسکن مستقل دارا می باشد اخذ می شود البته اشتباه نکنید مسئولان بی کفایت دانشگاه نیک می دانند که این چنین است اما از انجا که توانایی ساخت خوابگاه جدید را ندارند و از محیط های دانشجویی به سبب بی کفایتی هراس دارند و دچار توهم می باشند با این کار دانشجویان را تشویق به خروج از خوابگاه می کنند از ریاستی که در انتظار وقف خوابگاه برای دانشجویان بی نوای تفرش از سوی خیری دلسوزاست چه انتظاری بیش تر از این می توان داشت به هوش باشید بچه های 86 !!
شایان ذکر است اجاره بهای مسکن برای دانشجویان روزانه 86 مبلغ 118 هزار تومان برای 8 ماه است ضمنا این دانشجویان باید با پایان امتحانات اسباب و اثاثیه خود را جمع و دوباره با شروع سال جدید تحصیلی پهن نمایند که در کمتر دانشگاهی به چشم می خورد – خود بنده حقیر چنین چیزی را در دانشگاهی به چشم ندیده ام – به هر صورت این تنها بخشی از فجایع دانشگاه تفرش است.
اینکه شما برای خرید نان ، در روزی که شام شما آبگوشت است ، برای دیدن انسان ، فرار از دانشگاه بی آب و علف البته منهای میدان پرشکوه "بیضی" و ... مجبورید به ازای هر بار رفت و برگشت "فعلا" و به ازای هر 4 نفر مبلغ 1200 تومان پرداخت کنید چون سرویس ها آن قدر محدود است یعنی بود چون با احتساب دانشجویان جدید احتمالا چیزی فراتر از محدودیت در انتظار ماست . همه نشان از این است که خوابگاهی بودن حتی برای روزانه ها هم بردی نیست! چنانچه بخش عمده ای از روزانه های ورودی سال 84 – بزرگ تر های دانشگاه – هم در خوابگاه نمانده اند.
باز هم منتظر اخبار تازه باشید...
سوسیالیسم و نو آوری
دیوید ام.کوتز
البرز دماوندی
منبع نشریه نقدنو شماره10
1- پیش گفتار
طی 15 سال گذشته چندین مدل جدید اقتصاد سوسیالیستی طرح ریزی شده است. در این مدل ها تلاش شده است سه اصل زیر با یکدیگر ترکیب شود.
1- اصل راهنما در فعالیت اقتصادی ، نه بازار بلکه برنامه ریزی اقتصادی است.
2- دموکراسی وجه مشخصه نهاد های اقتصادی – سیاسی است.
3- مشارکت گسترده ی مردم در تصمیم گیری ها تشویق می شود.
این مدل ها را می توان سوسیالیسم مشارکتی با برنامه ریزی دموکراتیک نامید .(DPPS (
مبتکران آن ها عبارتند از : دوین ، آلبرت ، هانل ، کاک شات و کترل
اقتصاددانانان نامبرده در نوشته های خود بر برتری بالقوه ی سوسیالیسم مشارکتی با برنامه ریزی دموکراتیک بر دیگر سیستم ها در رفع نیاز های بشری تاکید کرده اند. با این همه ، ادعای برتری این اقتصاد در چارچوبی ایستا باقی مانده است.
و انتظار تحقق پویاترین جنبه ی زندگی اقتصادی در این سیستم ، یعنی تغییر تکنیکی و نو آوری و فراگردی که آن را به وجود می آورد ، نادیده گرفته شده است.
کاربرد بالقوه نوآوری در اقتصاد مشارکتی با برنامه ریزی دموکراتیک برای ارزیابی عملی بودن چنین سیستمی اهمیت دارد . این اقتصاد ممکن است کاملا با انتظارات مبتکران آن خوانایی داشته باشد ، بدین صورت که از منابع و فنون قابل دسترس کنونی جهت رفع نیاز بشری استفاده کند. با این وجود اگر این اقتصاد به لحاظ فنی دچار رکود شود ، احتمال بقای آن وجود ندارد. یکی از دلایلی این امر این است که سیستم اقتصاد مشارکتی آینده ناچار است با نظام سرمایه داری رقیب ، زمانی طولانی رقابت کند. سیستمی که می دانیم به نوآوری میدان عمل گسترده می دهد حتا اگر از رقابت با سرمایه داری حرفی در میان نباشد ، پیشرفت فنی به میزان قابل ملاحظه ای تا مدت ها برای رفاه بشر یک امر اساسی است.
در این نوشته به تجزیه وتحلیل کاربرد طبیعی نوآوری در سیستم مشارکتی با برنامه ریزی دموکراتیک و مقایسه ی آن با دیگر نظام ها پرداخته ام . در بخش دوم چارچوبی را برای تجزیه و تحلیل فراگردی نوآوری به طور عام ارائه کرده ام . در بخش سوم به طور مختصر به تفسیر کاربرد نوآوری در سرمایه داری معاصر پرداخته ام. در بخش چهارم به بررسی تجربه ی نوآوری در سوسیالیسم دولتی ، به خصوص مورد شوروی می پردازم و در بخش پنجم مستقیما کاربرد طبیعی نوآوری در سیستم اقتصاد مشارکتی با برنامه ریزی دموکراتیک دنبال می کنم . از مدل دوین به مثابه الگو ، جهت بحث و بررسی نوآوری در اقتصاد مصارکتی با برنامه ریزی دموکراتیک استفاده خواهم کرد. در عین حال این تحلیل باید برای مدل های اقتصاد مشارکتی کم و بیش قابل اجرا باشد.
2- فراگرد نوآوری
در ادبیات مربوطه معمولا دو نوع نوآوری از یکدیگر متمایزند : نوآوری در روند تولید و نوع آوری در تولیدات.
فراگرد نوآوری را می توان به 4 مرحله تقسیم کرد : اختراع ، تکامل ، تولید وگسترش آن.
در اینجا مراد از اختراع ، تولید ایده ی جدید است جهت مجصول یا فراگرد جدید و تهیه آن در شکلی ابتدایی.
تکامل عبارت است از تبدیل ایده نخست به محصول یا فراگردی که به لحاظ اقتصادی قابل تحقق باشد و طی آن
بتوان محصول را در محدوده ی نظام اقتصادی موجود عملی و عرضه کرد.
تولید ، مرحله ی اولیه تهیه محصول جدید یا آغاز فراگرد تولید جدید است.
گسترش ، عبارت از توزیع محصول جدید در میان دیگر تولید کنندگان یا فراگرد جدید تولید به دیگر بهره داران است.
اختراع ، همان گونه که در بالا توضیح داده شد ، تلاشی مخاطره آمیز است ، زیرا تحقق همه ی ایده های جدید ممکن نیست . با این حال ، اختراع به طور حتم کار پر خرجی نیست.
گسترش ، مخاطره آمیز است اما نه به اندازه ی اختراع . اما ، دشواری کاربرد یک ایده ی ابتدایی در روند تولید یا فراگرد به لحاظ اقتصادی قابل اجرا ، این مرحله را وقت گیر و پر خرج می سازد.
خطر تولید اولیه و عرضه ی آن از این هم کمتر و مخارج آن متناسب با هر موردی بسیار متفاوت است.
در مرحله پایانی نوآوری – یعنی پخش – تنها خطری که در کار است تجاری است و نه فنی.
برشماری مراحل بالا برای تجزیه و تحلیل مساله کمک می کند تا دریابیم یک چارچوب نهادی شده تا چه اندازه برای تحقق یافتن نوآوری ضروری است. یک سیستم برای اینکه ضمانت اجرایی داشته باشد، باید برای همه راحل نوآوری مناسب باشد. در رویکرد به این نوع تجزیه و تحلیل می توانیم سه پرسش را در مورد یک سیستم مطرح کنیم :
1- آیا این سیستم انگیزه های قوی برای نوآوری فراهم می سازد؟
2- آیا این سیستم ابزار اساسی تحقق نوآوری را تدارک می بیند؟
3- آیا این سیستم تلاش و ابتکار را را تشویق می کند که به گونه ای موثر به پیشرفت رفاه بشر کمک کند؟
سه پرسش بالا را می توان در مورد تجزیه وتحلیل نوآوری تحت نظام سرمایه داری معاصر و نظام سوسیالیستی دولتی گذشته و سیستم آتی اقتصاد مشارکتی با برنامه ریزی دموکراتیک مورد استفاده قرار داد.
3- نوآوری در سرمایه داری
جریان های اصلی علم اقتصاد در غرب ، برای نوآوری در نظام سرمایه داری اهمیت زیادی قائل اند.تصور رایج این است که انگیزه ی قوی برای سود آوری افراد را به نوآوری یعنی اختراع ، تکامل و تولید تشویق می کند و این سرمایه داران هستند که امکانات مالی را در اختیار نوآوران قرار می دهند. ورود آزاد به بازار به اجبار به گسترش سریع نوآوری می انجامد و در صورتی که سود آوری ارزش نهایی هر فعالیت اقتصادی را در جامعه بازتاب می دهد ، استفاده ی درست از نوآوری ها به رفاه بیش تر مردم کمک می کند.
اگر چه سرمایه داری نوع معینی از دگرگونی سریع فنی را تشویق می کند ، اما توضیح بالا اشکال جدی دارد.
در فاز نخست یعنی اختراع ، سودجویی نقش اساسی بازی نمی کند . تحقیقات نشان داده است که بخش عمده ی اختراعات که اهمیت اقتصادی دارند به همت دانشمندان دانشگاه ها ، پژوهش گران دولتی و اختراع کنندگان مستقلی صورت می گیرد که از نظر آنها ملاحظه های مادی عمده نیست . در مرحله ی تکامل ، که هنوز هم خالی از مخاطره نیست ، گاهی اوقات مزایای گوناگون ( و بنابراین غیر قابل پیش بینی ) که محصول نوآوری است ، با حمایت (موثر) مالی دولت عملی می شود.
انگیزه ی سود در پیوند با نوآوری انگیزه ای عمیقا متناقض است . نوآوران اگر بخواهند در پرتو نوآوری های خود سود ببرند ، باید بتوانند به طور انحصاری بر محصول و رقبای عمده کنترل داشته باشند، در غیر این صورت سود حاصل از نوآوری ناچیز و کم دوام خواهد بود . با این حال ، ابزار قانونی و فراقانونی که نوآوران سرمایه داری مورد استفاده قرار می دهند تا چنین قدرت انحصاری را ( حق و ثبت اختراع ، تاکتیک های غارت گرانه ) به دست آورند، جلوی پخش سریع تولیدات و فرایند های جدید را سد می کند.
بزرگ ترین ضعف فرایند های نوآوری سرمایه دارانه به مساله سوم مربوط می شود یعنی اختصاص فعالیت های نوآورانه در خدمت رفاه بشری . وقتی نوآوران سرمایه داری به دنبال سود هستند ، مشکلات زیر پدید می آید:
1- نو آوری ها به طور بی رویه ای در اختیار مصرف کنندگان با درآمد بالا قرار می گیرد.
2- در فرایند نوآوری به کالا های همگانی و اساسی کم توجه می شود.
3- مزایای متفرقه ی نوآوری و هزینه های مختلف آن که می تواند بسیار هم بالا باشد در جریان تصمیم گیری های مربوط به نوآوری مورد توجه قرار نمی گیرد.
4- آن قدرت انحصاری که برای خلق نوآوری لازم است تا برای کار انگیزه ایجاد کند ، موجب می شود که تولید حاصل از آن قیمت انحصاری را افزایش دهد و بدین ترتیب استفاده از نوآوری جدید محدود شده و سود حاصله کاهش یابد.
5- بخش بزرگی از فعالیت های نوآورانه به هدر می رود ، زیرا شرکت ها منابع نوآوری را بیش تر با هدف شکست رقبای خود مورد بهره برداری قرار می دهند تا فایده رساندن به مصرف کنندگان.
شیوه ی کار سرمایه داری در عین حال که نیرو های مولده را تکامل می بخشد ، بسیار ناقص است زیرا نوآوری را تنها در صورتی تشویق می کند که دولت و دیگر نهادهای عمومی نقش فعالی در سازماندهی و تامین مالی آن به خصوص در مرحله اختراع به عهده گیرند. سرمایه داری این کار را تنها با قدرت انحصاری قابل ملاحظه و ایجاد مانع جهت شرکت دیگر افراد و نیرو ها می تواند انجام دهد ، به گونه ای که همزمان هم پیشرفت فنی را سد می کند و هم آن را ممکن می سازد . فرایند نوآوری نیز با مشکلات عدیده ای مواجه می شود و پس از فاز معینی از پیشرفت می تواند به جای اینکه به رفاه بشری کمک کند به آن لطمه زند.
4- نوآوری در سوسیالیسم دولتی شوروی
نظام شوروی در خوش بینانه ترین حالت نوعی سوسیالیسم بسیار ناقص و تحریف شده بود. با این همه ، این نظام نخستین تلاش پر دامنه جهت پایه ریزی اقتصادی مدرن بر اساس مالکیت عمومی بر وسایل تولید و هماهنگ سازی اقتصاد از طریق برنامه ریزی اقتصادی بود . از این رو ، تجربه اقتصاد شوروی در حوزه نوآوری به دغدغه های ما در اینجا ربط پیدا می کند.
مدافعان نظام شوروی بر این باورند که این نظام به مثابه نظامی سوسیالیستی در ارتقای تکنولوژی بر سرمایه داری پیشی گرفت.
امتیاز های مورد نظر آن ها عبارتند از :
فقدان اسرار بازرگانی ، اجتناب از دوباره کاری های زیان بار در زمینه ی تحقیق و توسعه که در نظام سرمایه داری وجود دارد و امتیاز گنجاندن مستقیم سودآوری .
به رغم این باور رهبران شوروی خیلی زود دریافتند که نوآوری چنان چه تصور می رفت فرایند بدون اشکال و مستقیمی ندارد . در دهه های پس از جنگ این نظام بارها به منظور ارتقای کارکرد نوآوری ، تعدیل و اصلاح شد.
نظام شوروی در حالت بلوغ یافته اش چند حوزه ی نهادی را در خدمت سیستم نوآوری خود گرفته بود . از آن جمله می توان ادغام سال یه سال تکنولوژی های برنامه ریزی شده ی مهم و جدید را در برنامه ی مرکزی از طریق گاسپلان نام برد. با این حال ، در کارکرد نوآوری شوروی دو نهاد از همه مهم تر بود:
1- نظام نهاد های تحقیق و توسعه که تنها رسالتشان نوآوری بود.
2- بنگاه های صنعتی منفرد که مشخصا دارای بخش طراحی برای گسترش تولید های جدید خود بودند و شرکت های بزرگ تری که آزمایشگاه تحقیقی داشتند.
کارکرد نوآوری در سیستم شوروی نقطه قوت های قابل ملاحظه ای داشت . موسسه های تحقیق و توسعه ی شوروی به پژوهشگرانی بسیار آزموده و علاقه مند مجهز بود و این نهاد ها به اندازه کافی نیز بودجه دریافت می کردند.
نهادها و بنگاه های صنعتی به نوآوری های پر اهمیت زیادی دست یافتند. موفقیت عمده ی شوروی سابق
در تکنولوژی نظامی و فضایی بود و این موفقیت به پاره ای از تکنولوژی های صنعتی غیرنظامی نیز بسط پیدا کرد . بازده هر ساعت کار در اقتصاد شوروی تا سال 1975 بسیار سریع تر از ایالات متحده در خلال همان دوره رشد کرد . با این همه کارکرد نوآوری در شوروی هرگز به میزان قابل انتظار تداوم نیافت. درک مسایلی که فرایند نوآوری در شوروی با آن روبه رو بود – منشاء نهادی آن مسایل – در ارزیابی کارکرد بالقوه نوآوری در یک اقتصاد دموکراتیک مشارکتی و از جمله مسایل احتمالی دیگر در این جا مطرح اند.
در فرایند نوآوری شوروی مساله انگیزه یک معضل جدی بود. مساله انگیزه نه در موسسه تحقیق و توسعه که در بنگاه های صنعتی موحود به یک معضل تبدیل شده بود. بنگاه های شوروی در خصوص نوآوری های فرعی وضعیت به نسبه خوبی داشتند . معضل انگیزه به دگرگونی های بزرگ در فرایند تولید و توسعه محصولات جدیدی مربوط می شد که اساسا با آنچه قبلا تولید شده بود تفاوت داشت. مدیر بنگاه صنعتی در شوروی برای نوآوری های موفق به نسبه ضعیفی داشت که پاداش اعطا کند ، در حالی که نو آوری های عمده با مخاطرات بسیار زیادی رو به رو بود . این وضعیت مدیران شرکت های صنعتی شوروی را در پیوند با نوآوری به سمت محافظه کاری سوق می داد و آن ها را به گسترش تولیدات یا فرایند های جدید یا عرضه آن چه از موسسات تحقیق و توسعه حاصل می شد ، بی میل می ساخت.
مخاطرات نوآوری فقط از دیرکرد در تحویل کالا ها و هزینه ی غیر قابل پیش بینی که از تلاش برای تولید جدید ناشی می شد به وجود نمی آمد. مشکل اساسی در سیستم برنامه ریزی شوروی در زمینه تدارکات بود.
بنگاه های صنعتی همواره نگران آن بودند که آیا تدارکات کافی به موقع در اختیارشان قرار می گیرد تا بتوانند به هدفشان دست یابند . این امر خود نتیجه ی سیاست « برنامه ریزی سفت و سختی» بود که هدف اش را دستیابی به حداکثر بازده از درون داده های موجود قرار داده بود. نوآوری مستلزم دگرگونی های غیرقابل پیش بینی در درون داده های مورد نیاز است و سیستم برنامه ریزی سفت و ساخت ، تغییر ترکیب درون داد را در نیمه راه اجرای برنامه مشکل می ساخت . روابط هرمی برنامه ریزی در شوروی به معنی آن بود که بنگاه های صنعتی روابط تنگاتنگی با تامین کننده ذخایر مورد نیاز ندارد و این خود به وخامت مساله می افزود . این شرایط نوآوری را به امری بسیار مخاطره آمیز تبدیل می کرد و احتمال داشت روال منظم تولید قطع شود که این امر به مجازات مالی مدیر بنگاه منجر می شد.
مساله دیگر در خصوص معضل انگیزه این بود که برای آن بنگاه هایی که تکنولوژی های موجود یا جدید را به کار نمی بستند مجازاتی در نظر نمی گرفتند . یک بنگاه صنعتی لخت با تکنولوژی قدیمی ممکن بود که هزینه هایش از متوسط هزینه ی صنعتی بیش تر شود ، اما وزارتخانه ی ذی نفع تمایل داشت از بنگاه های صنعتی خود حمایت کرده و کمک مالی در اختیارشان بگذارد.
دستیابی به وسایل نوآوری هم مشکلات خود را داشت . نوآوری هایی که با تولیدات کاملا جدیدی سروکار داشت مستلزم این بود که بنگاه صنعتی موجود به خط نوینی وارد شده یا بنگاه های جدیدی به وجود آید.
در سیستم برنامه ریزی شوروی از مخترعان منفرد ، بسیار کم استفاده می شد. سیاست رسمی اغلب بنگاه های صنعتی این بود که امکانات محدودی در اختیار مخترعانی بگذارند که ایده های بزرگ دارند . این برنامه در جذب مخترعان منفرد با ابتکار ، چندان موثر عمل نمی کرد ، شاید به خاطر انفعالی که سیستم قهقرایی ، متمرکز و هرمی شوروی به وجود آورده بود و فرد را از فعالیت خلاقه باز می داشت.
در خصوص کارایی فعالیت خلاقه در پیشبرد رفاه بشری ، سیستم شوروی از پاره ای از مسائل مربوط به نوآوری که در نظام سرمایه داری وجود دارد اجتناب کرد. با نوآوری در کالاهای عمومی مخالفتی نداشت . قیمت گذاری انحصاری بر تولیدات و فرایند های جدید همراه با محدودیتی که کاربرد آن ها داشت نیز با مشکلی رو به رو نمی شد.
با این حال ، نظام شوروی در زمینه کارایی فعالیت های نوآورانه ضعف های قابل ملاحظه ای داشت . در این حوزه به 3 مساله اشاره می کنیم : نخست این که ، در عین حال که معیار های نامعقول سودجویی عمدتا راهنمای تلاش های نوآورانه نظام سرمایه داری است ، در نظام شوروی « اولویت های برنامه ریزان » مساله نوآوری را هدایت می کرد راس هرم رهبری ، طرفدار پاره ای بخش ها ، به خصوص بخش نظامی ، تحقیقات فضایی و بخش های صنعتی معینی بود، ولی کالاهای مصرفی در اولویت های شان جایگاه نازلی داشت.
مساله دوم در مناسبات ضعیف بین دو نهاد درگیر با نوآوری ، یعنی موسسه های تحقیق و توسعه و بنگاه های صنعتی ریشه داشت . موسسه های تحقیق و توسعه بهترین پژوهشگران و امکانات را در اختیار داشتند ، آن ها در زمینه ی تولیدات و فرایند های جدید در مقیاس وسیعی برنامه عرضه می کردند با این حال بنگاه های صنعتی باید محصول جدید را تولید و فراین جدید را عرضه کنند ، شکوه داشتند که برنامه های به دستشان می رسد ناقص ، غیر واقعی ، غیر عملی است . موسسه های تحقیق و توسعه شکایت می کردند که بنگاه های صنعتی به پیشنهاد های آنها علاقه نشان نمی دهند . نتیجه این بود که بسیاری از تلاش های خلاقه بی ثمر می ماند . این امر در ظاهر پی آمد ماهیت هرمی نظام بود که در مناسبات بین نهاد های هم سطح ضعیف پایه گذاری شده بود.
مساله سوم و شاید هم مهم ترین مساله این بود که نوآوری در نظام شوروی هم چنین برای محل کار و در خصوص سلامت محیط زیست هزینه های متفرقه ی هنگفتی به بار می آورد . علتش در مورد شوروی نه سود جویی بلکه تاکید یک جانبه بر رشد برون داد و ماهیت غیر دموکراتیک و سرکوب گرانه نظام بود که نمی گذاشت افراد ذی نفع از خواست سلامتی و بهداشت خود دفاع کنند.
5- نوآوری در نظام سوسیالیسم مشارکتی با برنامه ریزی دموکراتیک
ادامه دارد به زودی روی وبلاگ می آید
سلام
از امروز تصمیم گرفتم تا خلاصه ای از " کپیتال" یا " سرمایه" کارل مارکس را بر روی وبلاگ قرار دهم مطمئنا بعد از گذشت سالیان سال "سرمایه" تنها اثر قابل اتکا برای نقد سرمایه داری نیست اما من فکر می کنم که یکی از علمی ترین و بهترین آن است در عین حال گذشته چراغ راه آینده است به قول یکی از رفقا یک سوسیالیست باید حرکت کند از مارکس به سوی امروز و من فکر می کنم این وظیفه هر علاقه مند به هر نوع فکری است این زمان و در نظر گرفتن آن است که به هر اندیشه ای ارزش می دهد و گرنه تکیه به اندیشه های کهن چیزی جز ورق زدن صفحات پر ابهام تاریخ نخواهد بود پاینده باشید رفقا !
الف ) ارزش مصرف و ارزش
تعریف کالا: هر چیزی که نیازی از انسان بر طرف کند خواه خوراک جسم خواه خوراک فکر چه به صورت مستفیم چه غیر مستقیم.
ارزش مصرف:
ارزش مصرف مقیاسی ایست اجتماعی که گاهی با توجه به ماهیت کالا و گاهی قراردادی تعیین می شود.
ارزش مبادله:
جا به جایی ارزش مصرفی از یک نوع ارزش با ارزش مصرفی از نوع دیگر را را ارزش مبادله گوییم . این ارزش با زمان و مکان تغییر می کند .
* ارزش مصرف و مبادله هر دو اعتباری هستند و نه ضروری کالا
* ارزش مصرف مقیاسی ایست اجتماعی که گاهی با توجه به ماهیت کالا و گاهی قراردادی تعیین می شود.
ارزش مبادله را می توانیم به صورت رابطه تساوی بیان کنیم.
مثلا:
یک چارک گندم = x واکس و y ابریشم و ...
یک چارک گندم = a کیلو گرم آهن = A کمیت سومی که نه از جنس آهن است نه از جنس گندم
X = یک عامل مشترک با مقدار واحدی که در دو شیء مختلف وجود دارد و از جنس هیچ یک نیست.
این عامل مشترک به خواص فیزیکی و شیمیایی بستگی ندارد
اگر ما ارزش مصرفی کالا را کنار بگذاریم چه چیزی باقی می ماند؟
یعنی در نظر گرفتن گندم به عنوان یک کالا بدون در نظر گرفتن خواص طبیعی ، فیزیکی و شیمیایی .
تنها " کار " مصرف شده جهت تولید کالا است که باقی می ماند.
به همان ترتیب که ارزش مصرف را کنار گذاشتیم باید نوع کار را هم کنار بگذاریم یعنی اهمیت ندارد که محصول کار بنا باشد یا نجار تنها کار مطرح است.
با توجه به آنچه گفته شد X یا عامل مشترک همان نیروی کار است.
نتیجتا:
ارزش مصرف ناشی از مقدار از کار انسان است که در کالا مادیت یافته است.
ارزش مصرف چگونه ارزش گذاری می شود؟
به وسیله مقدار کار یعنی جوهر ارزش زای کالا.
بار دیگر تاکید می شود که:
کاری که مطرح است :
صرف ِ نیروی ِ کار ِ همانند بشری است یا همان کار مساوی انسان بدون در نظر گرفتن تنبلی و زرنگی و ...
در واقع متوسط زمانی که در تولید کالا مورد استقاده قرار می گیرد.
زمان کار اجتماعا لازم:
زمان کاری که با وجود بودن شرایط تولید اجتماعی و با حد متوسط اجتماعی مهارت و شدت لازم است تا بتواند " ارزش مصرف" تولید کند.
ادامه دارد